خلاق سیاسی از نگاه امام علی ( ع ) قسمت اول

بنام خدا / صلوات خداوند بر حضرت محمد مصطفی و اهل بیت پاکش / سلام و درود به شما همراهان همیشگی برنامه پرتوی از نهج البلاغه / امیدوارم با جسم سلامت و روح شاد ، سرشار از معنویت باشید . در خدمت شما هستیم با این برنامه که پیرامون " اخلاق سیاسی از نگاه امام علی ع " سخن می گوییم / با ما همراه باشید .

دوستان ! حضرت علی علیه‏السلام از زمان ظهور اسلام همواره در جبهه‏ حقّ بود و رفتار و شجاعت و جوانمردی‏اش تصویری زیبا از اسلام را متجلّی می‏کرد. او جلوه ‏ واقعی و کامل حق به شمار می‏آید. در کردار، جهاد، ایثار، تقوا، پاسداری از اسلام، ستیز با شرک، و در دانش، ایمان و عمل صالح، عالیترین نمونه از تربیت شدگان مکتب قرآن و رسول بود. حضرت علی علیه‏السلام از آغاز بعثت رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در راه حق مجاهده کرد و هیچ گاه برای هوای نفس و قدرت‏طلبی دست به شمشیر نبرد. او در تمام جنگهای صدر اسلام یک هدف را تعقیب می‏کرد و آن، ترویج دین اسلام و حاکم کردن اخلاق دینی بر اخلاق جاهلی بود. حضرت در تمامی عرصه‏های زندگی، مظهر کامل عبودیت الهی بود. این امر در شخصیت سیاسی وی کاملاً آشکار است.

یاران ! پس از رحلت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، عده ای که در پی فرصتی برای ایجاد فتنه در جامعه‏ نوپای اسلامی بود، از امیرمؤمنان خواستند خلافت دیگران را نپذیرد . حضرت علی علیه‏السلام که نیک می‏دانست آنان از شرایط ایجاد شده ، خشنودند، به آنها فرمود: « مؤمنان نسبت به یکدیگر خیرخواهند، اما منافقان مردمی حیله‏گرند و به یکدیگر خیانت می‏کنند. اگرچه خانه‏ها و بدن‏هایشان به یکدیگر نزدیک باشند.» امام می‏دانست برای رسیدن به حقّ خود نباید به هر وسیله‏ای دست یازد؛ به همین دلیل، درخواست آنان را رد کرد و تا زمانی که مردم به او روی نیاوردند، هرگز برای کسب قدرت گام برنداشت. در دوران خلافت خلفای سه گانه، حضرت هیچ اقدامی جهت تضعیف آنان انجام نداد، و همواره آنها را درتدبیر امور یاری کرد. بر اساس سیاست رایج در جوامع بشری، حضرت علی علیه‏السلام باید زمینه لازم برای رسیدن به قدرت را، حتی به بهای تضعیف خلفا، فراهم می‏آورد؛ اما او تنها رضا و عبودیت خداوند را در نظر داشت و هیچ گونه پیمان شکنی را، حتی با عالی‏ترین اهداف، مجاز نمی‏دانست. این در حالی است که حضرت همواره بر حقّ خویش در «خلافت» تأکید می کرد .

دوستان ! پس از خلیفه سوم ، زمانی که مردم یکپارچه به امام روی آوردند و بیعت کردند، برخی مانند سَعدِ بنِ اَبِی‏وَقّاص، عبدالله بن عُمَر و اُسامةِ بنِ زَید از بیعت سرباز زدند. عده‏ای از یاران امام خواستند به زور از آنان بیعت بگیرند؛ ولی با نهی حضرت رو به رو شدند. پس از بیعت، طلحه و زبیر نیز با هدف مخالفت و پیمان شکنی نزد حضرت شتافتند و گفتند: می‏خواهیم برای به جای آوردن اعمال عُمره به مکه برویم. امام آنان را در رفتن آزاد گذاشت . اصولاً امام در تمام دوران خلافتش مانع حرکت مردم از حوزه‏ حکومتی‏اش نمی‏شد؛ هرچند به سوی شام روند. چون بر اساس اصول اخلاق سیاسیِ حاکم بر اندیشه‏ وی، هرگز « قصاص قبل از جنایت » روا نیست. حضرت درباره پیمان شکنی آنان فرمود: «چون به کار برخاستم، گروهی پیمانِ بسته شکستند و گروهی از جمع دینداران بیرون جستند و گروهی دیگر با ستمکاری دلم را خستند.». امیرمومنان علی (ع ) پس از رسیدن به حکومت هرگز نخواست اقدامی غیر عادلانه مرتکب شود و در مقابل خواست‏های ناروای طلحه و زبیر ـ که حکومت بصره و کوفه را می‏خواستند ، مقاومت کرد؛ در حالی که بر اساس اصول حاکم بر سیاست جوامع بشری، می‏توانست تا زمان «تثبیت قدرت» به تقاضای آنان پاسخ مثبت دهد.

کارشناس - آقای حسینی :

اولین اصلی که امام علی ( ع ) در اصول سیاست خودشان رعایت می کردند صدق محوری است . راستگویی و درستگویی یک ارزش مهم اخلاقی است و یک ارزشی که هیچ گروهی در خوب بودن و اصالت آن شک نمی کنند و راستگویی از یک سیاستمدار و حاکم و از یک خلیفه بسیار مطلوب تر از هرچیز دیگری است . مولای متقیان امام علی ( ع ) از دوران جوانی خودشان تا لحظه شهادتشان صدق و صفا و درستگویی و درست گفتاری را در خودشان داشتند و پیغمبر مکرم اسلام لقب صدیق اکبر را به امام علی ( ع ) اعطا کردند و فرمودند علی بن ابیطالب نخستین کسی است که به ما ایمان آورد و نخستین کسی است که در روز قیامت به من دست می دهد و علی بن ابیطالب صدیق اکبر است ، فاروق امت ، حق و باطل را از هم جدا می کند .
دومین اصلی که امام علی ( ع ) در سیاست خودشان مراعات می کنند قانون محوری است . قانون محوری اساس سیاست یک کشور و نظام را تشکیل می دهد چرا که نظم در جامعه فقط در سایه ایمان به قانون و عمل به قانون پیدا می شود و اگر سیاستمدار یا حاکم یک جامعه خودش پاسدار قانون نباشد و قانون شکنی کند دیگر قانون شکنی برای همه مردم آسان می شود .
امیر مومنان شاگرد ممتاز مکتب پیغمبر مکرم اسلام بودند و در طول حکومت خودشان در طول زمامداری خودشان یک لحظه هم از قانون گرایی کنار نرفتند و همیشه زبانشان و عملشان زبان قانون و عمل به قانون بود. سومین اصلی که امام علی ( ع ) در سیاست خودشان مراعات می کردند انتقاد پذیری بود . حاکم یک جامعه و والی یک جامعه هر چقدر هم که از صمیم دل خودش و از طریق اخلاص حکومت کند و سیاست را اداره کند بالاخره بشر است و محدود به یک چارچوبی است، پس دچار اشتباه می شود و اگر بین حاکم و مردم پرده هایی باشد که مانع از انتقاد پذیری آن حاکم باشد و مردم از اشتباهات و ناتوانی آن حاکم اطلاع پیدا کنند و نتوانند انتقاد کنند عقده های روحی پیدا می کنند و به همین خاطر است که امیرالمومنین علی ( ع ) در یکی از سخنان خودشان یادآور می شوند این مسئله را که زمامدار مسلمانان هیچ وقت نباید خودش را بالاتر از انتقاد مردم بپندارد بلکه باید در مواردی مردم زمامدار را به خطایش آگاه کنند . لذا می بینیم که روش حکومتداری امام علی ( ع ) و سیاست ایشان برای همیشه در تاریخ می تواند یک الگو و نمونه برای سیاستمداران و حاکمان باشد .


عزیزان ! برخورد امام علی (ع ) با کارگزاران و دولتمردان قبلی نیز از همین زاویه قابل تحلیل است. ایشان پس از رسیدن به خلافت، بی‏درنگ به عزل آنان پرداخت. نزاع معاویه با حضرت نیز نتیجه همین تصمیم بود. اگر امام به عزل معاویه نمی‏پرداخت، جنگ صفّین و پیامدهای آن تحقّق نمی‏یافت؛ ولی حضرت علی علیه‏السلام وی را ناشایست و ناصالح می‏دانست و با آن که از فرجام کردارش آگاه بود، در جهت عزل او گام برداشت. حضرت در خطبه‏ای به همین مطلب اشاره نموده می فرماید: «گویی او را می‏بینم که از شام بانگ برداشته است و پرچم‏ای خود را پیرامون کوفه برافراشته . دهانش گشاده، ستم و بیداد را بنیاد نهاده، به هر سو تازان است . به خدا که شما را در این سوی و آن سوی زمین پراکنده گرداند، چندان که جز اندکی به مقدار سرمه‏ چشم از شما باقی‏نماند.»

دوستان ! تقوای سیاسی یکی از مؤلفه های اخلاقی کردن سیاست در شیوه حکومتی امام علی ( ع ) است . این مؤلفه به روشنی در ابتدای نامه آن حضرت به مالک اشتر دیده می شود . آنجایی که مالک به تقوای الهی یعنی تنظیم رابطه با زیردستان در مسیر کمال مطلق مامور می گردد . بعلاوه از آنجا که حضرت هر چه برای خود می پسندید برای دیگران هم پسند می نمود ، این فرمان از حالت شخصی و فردی بودن صرف خارج می شود و بر تقوای سیاسی زمامداران تاکید می کند .
تقوای سیاسی عبارت است از آمادگی سیاست مدار برای بدست آوردن و بکار بستن کامل معلومات و تجارب برداری از استعدادهای مربوط به توجیه حیات مقبول مردم جامعه با کمال اخلاص . چنین تقوایی جامعه را اندام وار می بیند و سیاست مدار را موظف می نماید تا اندام جامعه را چون اعضای پیکر مادی اجزا ، استعدادها و نیروهای درونی خود تلقی نماید . اندامی که چنان اجزای افراد با مدیریت پویا در جاده کمال رشد خواهد کرد.

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter